نی نی لا لا !
من شنیدم، خواب برادر مرگه ! اون چیزائی که ما در خواب میبینیم، در بعضی موارد خیلی تعبیر های مختلفی میتونه داشته باشه! قضیه خواب یوزارسیف باشه برای خودش و فرجا.. الله سلحشور ! شاید براتون پیش اومده باشه که خوابی رو ببینید و مدتی ذهنتون درگیر اون خواب شده باشه ! خیلی ها رویاها و خوابهائی رو که میبینن زیاد جدی نمیگیرن! ولی علی آقا که خواب میبینه (اونم یه مدت طولانی یه خواب) نمیتونه ازش بگذره!
دقیق یادم نیست از کی شروع شد ولی 3 سالی میشه که من خوابهائی با چنین مضمون هائی میبینم(توضیح میدم)! به صورت مشترک در کلیه خوابهام میبینم که : در حال فرار هستم ! (از ترس جونم!!) و عده زیادی با سلاح سرد (چوب، چماق، چاقو، شمشیر، .....) و با سر وصدای زیادی به دنبال من هستند!!! من هم نفسم بریده و دیگه توان فرار کردن رو ندارم! همین که این دوستان! به من میرسن، یا با تکونهای کسانی که در منزل هستند (اهالی منزل یا دوستانی که پیش من هستند بر اثر داد و هوارهای من! که فیلم هم گرفته شده در این مورد!) بیدار میشم یا اینکه خودم به صورت خودجوش بیدار میشم!!(در عین حال مثل کسی که از بلندی میفته، از جام میپرم!) نکته ای که برای خودم جالبه : به محض اینکه مجدد به خواب میرم، موضوع بر عکس میشه ! این سری من به دنبال اونها می دوئم و اون دوستان محترم! به شدت از من ترسیدن و در حال فرار هستند!! نمیتونم رابطه ای بین این 2 خواب پیدا کنم! محلی که این اتفاقات میفته هم خودش جالبه ! از محلی که در کودکی بزرگ شدم (اولین منزلمون تو خیابون شریعتی) تا جاهائی که تا به حال ندیدم!
سال پیش که این خواب رو هر شب (3-2)مرتبه میدیدم! برای معالجه به یه روانپزشک مجرب(با اصرار خانواده) مراجعه کردم، نکات مهمی در مورد لباس خواب ، محل خواب ، سر وصدا، نور محیط ، دما و ... رو متذکر شد و همچنین قرصی برام تجویز کرد که نیم ساعت قبل خواب میل شود! در مورد نکاتی که متذکر شد، 1شب هم نتونستم رعایت کنم (توضیح : در مواقعی که من خوابم میگیره، به شرایط پیرامونم اهمیتی نمیدم و تو هر شرایطی میخوابم)، قرصی که تجویز شده بود ( یه قرص صورتی رنگ بیضی شکل کوچولو) رو چند شبی استفاده کردم! در شبهائی که این قرص رو مصرف کردم، خواب میدیدم که از یه تپه ای با شیب زیاد به سختی بالا میرم!! و وقتی به قله این تپه میرسم از اینکه تنها هستم احساس خوبی نداشتم! بعد از چند روز که مصرف قرص رو قطع کردم، خواب دیدم که مجدد به بالای همون تپه رفتم، ولی این سری همون دوستامون منتظر من ایستاده بودن !!!! همینکه در حال فرار بودم، نمیدونم پام به چی گیر کرد، زمین خوردم! (حدود نیم متری از جام پریدم بعد از خواب بیدار شدم)
ن1: در کلیه خوابهام، همیشه تو هر شرایطی (فرار یا تعقیب) با اینکه به شدت استرس دارم ولی دارم میخندم!
ن2: اسم قرص صورتی رو نمیدونم،داروخانه به صورت فله ای در اختیارم قرار داد!
ن3: در عالم بیداری، اصولاً من از کسی نمیترسم چه برسه به اینکه بخوام فرار کنم از دست کسی!!!!
ن4: خواب با آرامش یکی از نعمتهای الهی است.
ن5: این چند وقته، تعداد تکرار خوابهام داره کمتر میشه! عوضش خوابهای میبینم که رووم نمیشه بگم!
ن6: خورد و خوراک (شام بخصوص) در دیدن خواب خیلی مهمه !
شعر مربوط : لالالالائـــی! لالا! لالائــــی !! لالالالائی !! لالا !! لالائـــــی . (یاد قصه شب رادیو بخیر)
دعا : پروردگارا ! به ما خواب همراه با آرامش عنایت بفرما .... یه ذهن آروم و بدون حاشیه عنایت بفرما !!
نتیجه گیری اخلاقی : عقل سالم در بدن سالمه ! (نقطه)
قبلنها که کوچک بودم خیلی تاًکید داشتم که در ب درم! هنوز هم اعتقاد دارم که در ب درم!! زندگیم مثل یه یه دایره گندست! از هر طرف نگاهش کنی یه شکله! ایراد از من نیست دیدتون رو باید عوض کنید!