یه مدتی حس نوشتن رو نداشتم به همین سادگی ! اتفاقات خوب و بد بسیاری این اطراف افتاده! اونائی که امسال کنکور داشتن و تو اون رشته ای که میخواستن قبول شدن تبریک و تهنیت میگم! از همه کسانی که محبت کردن و تولد من رو چه در اینجا چه حضوری!! و چه یا تلفن و پیامک تبریک گفتن ممنونم!

چند روز پیش با شهاب در یک جائی(من یه خاله دارم که تیکه کلاماش : یه کسی،یه جائی،یه کاری ...کلاً موجود مرموزیه!) در ترافیک قبل افطار گیر کرده بودیم و سعی میکردیم بهمون خوش بگذره! در کش و قوس ترافیک و جابجا شدن ماشین های پیرامونمون یک دستگاه ماکسیما نقراه ای رنگ با یک عدد سرنشین خانوم خوب! (از نظر ظاهری اگر بخواهیم نمره بدیم : از 20 ایشون 19 میشدن!!) در همسایگی ما قرار گرفت! وقتی به صورت ناخود آگاه نگاهمون بهم گره خورد! لبخندی زدم و سعی کردم به مناظر دیگه اطرافمون توجه کنم!!! ایشون شیشه ماشین رو پائین کشید رو به من : شماره منو بزن تو گوشیت!!! من گذاشتم رو حساب پائین اومدن قند خونم نزدیک افطار که دارم توهم میبینم!!! سعی کردم به روی خودم نیارم! که با تشرهای شهاب به پهلوم! متوجه شدم که توهم نیست بلکه واقعیته! (فکر نمیکردم قسمت گم شده پازل زندگیم،ماشینش ماکسیما باشه اونم نقره ای رنگ!و اینکه اینجوری با هم آشنا بشیم!) روم رو کردم به سمت اوشون و با انگشت خودم رو نشون دادم و به صورت سوالی گفتم : من؟! ایشون لبخندی زد و با حرکت سر تائید کرد! من که هول نشده بودم! فقط نمیدونم چرا فاطی از جیبم بیرون نمیومد!! به ذهنم رسید شاید با دیدن فاطی(فاطی ارزونترین گوشی بازار ه!!) پشیمون بشه از حسن انتخابش،گوشی شهاب که بین 2 صندلی در زیر ترمز دستی بود رو برداشتم و با کمال خونسردی،گفتم : بفرمائید!! ایشون: ***0912167 آزاده هستم! (در مورد اسم قسمت گمشده پازل همیشه در اشتباه بودم!) بیزینس میکنم! نفری 80 تومن!!!

ن1: من هیچوقت دیگه نمیگم که بیزینس میکنم!

ن2: از ماکسیما اونم نقره ای رنگ انقد بدم میاد!

ن3: تو این اوضاع نابسامان اقتصادی و بحرانهای پشت سر هم مالی، بیزینس اینا چه قویه!(به خاطر ماشینش میگم)

ن4: اگه ایشون بخوادکارت ویزیت برای خودش چاپ کنه روش میزنه : آزاده  بیزینس وومن!

ن5: ممکنه چک قبول کنن برای بیزینسشون؟!!

ن6: اینسری هم قسمت گم شده پازل زندگیم پیدا نشد!

سوال1: اینسری دفعه دوومیه که این اتفاق میفته! چرا؟ چهره من نشون میده که خیلی وضع مالیم خوبه یا اینکه ممکنه یه بیزینس من خوب باشم! باید یه تغییرات بزرگی در چهرم انجام بدم! (موهام رو بلند میکنم،دیگه ته ریش نمیزارم!(هر روز اصلاح میکنم!)

سوال2: اگه خدا امکاناتش رو به من هم میداد استعدادشو داشتم یه بیزینس خوب و قوی راه بندازم! قبلنها میگفتن که اسمش بده پولش خوبه ! الان دیگه اسمش هم با کلاسه پولش هم فکر کنم خوب باشه!

دعا : خدایا ردیف کن یه بیزینسی راه بندازیم شاید من هم ماشین دار شدم!

شعر مربوط : دختر پسرا  دختر پسرا  مگه جردن چی داره ؟ میگن تو هر دقیقش دل میشه ....

نتیجه گیری اخلاقی : با هرشب مصرف مشروبات الکلی و فست فود نمیشه لاغر شد!                           (نقطه)