دردنامه
امروز ساعت 5 از خواب بیدار شدم! به خودم فحش میدادم (البته نه خیلی بد!) که چرا باید الان بیدار شی؟! هنوز که گوشی زنگ نزده یعنی هنوز 6 نشده! چرا تو بیداری؟ میخوای بگی سحرخیز شدی؟ میخوای ادای این آدم خوبا رو در بیاری که صبح زود بیدار میشن دوش میگیرن، صبحونه میخورن ، ریششون رو میزنن! و 20 دقیقه رو تردمیل میدوئن!!!! آخه تو همت انجام کدومشو داری؟ گوشیمو زیر و رو کردم که نکنه کسی شوخیش گرفته باشه، میس کال (تماس ناموفق) یا از این اس ام اس (پیامک) های بیا دنبالمو و لباستو بده بالا ! و این چیزا زده باشه!! که خدا رحم کرد و کسی شوخی نکرده بود! وگرنه مورد عنایتم قرار میگرفت! (پیامک میدادم که خـیـلی بدی که منو از خواب بیدار کردی!). با تعجب به اطرافم نگاه میکرم،هنوز برام عادی نشده که تو هال میخوابم! (توضیح مهم : در 3 ماهه آخر سال، به علت سرد بودن اطاقم،من با 2 عدد پتو و 1 بالش آواره یه مکان گرم برای خواب هستم)
یه چیزی جور درنمیومد! هر چی زور زدم بخوابم خوابم نمیبرد!! و این خودش نکته مهمی میتونه باشه! فک پائینم یه جوره عجبی بود! چند وقتی بود که اینجوری بود من به روی خودم نمیوردم! فکر کردم ببینم دیشب مسواک زدم قبل خواب؟! یادم اومد اون فرشته بدجنسه که روی شونه چپم میشینه خیلی تلاش کرد منو گول بزنه که دیگه جوجوها جیششونو کردن! (منظور از جوجو، میکروب های درون دهانه) ولی اون خانوم مهربونه که روی شونه راسته (خیلی خوبه این خانومه! حیف فرشتست و منو دوست داره! نمیخوام فکر کنه من از دوست داشتنش سٶاستفاده کردم!!) منو راضی کرد که مسواک بزنم و بعد بخوابم! کم کم ابعاد جدیدی از یه فاجعه داره خوشو نشون میده! (قضیه غزه یه طرفه تموم شد! یه فاجعه جدید در راهه) دندونم رسماً درد میکرد! این یعنی : مطب دندونپزشک ، صدای اون متهه، پیشنهاد بیهوش کردنم و رد همشگی از سوی دکتر ، درد ، بوی بد ، یه حس بد تو لب( انگار از شتر لب بگیری و شتره لبتو گاز یگیره!)، هزینه های نجومیش! (من هنوز تو کارم پولی در نیوردم که چنین بریز و بپاشایی کنم)...
مطب دندانپزشک : این آقای دکتر همونیه که توضیح دادم آقا محمود هم پیشش رفت و نالان وپشیمان برگشت! ایشون استاد من بودن در سالهای قبل،زمانی که هنوز احساسی از جوانی و سرحالی بود برای ورزش! در ضمن از دوستان پدرم هستند! و در آخر اینکه تحصیل کرده فرنگ هستند! مطب بزرگ و خوشگلی داره تو خیابون گاندی، یه منشی پیر دختر! که نمیدونم چرا برای رضایت مشتری از منشی بهتری استفاده نمیکنه؟! چون وضعیت اورژانسی بود قبل همه مریضها بهم وقت داد! ساعت 1:45 نشستم روی یونیت (فکر کنم یونیت میگن) تا 3:35 دقیقه روی دندونم کار میکرد! قبل اینکه کار رو شروع کنه،اخم کردم و با اعتماد به نفس خاص خودم گفتم،دکتر! فکر نکنم به عصب رسیده باشه و یه پوسیدگی سادست! هه هه هه (این صدای خنده من از روی ترس بود) یه نگاهی به دندونم کرد! از عصب کشی(عصب کِشی نه عصب کُشی، کِشی مثل کِش شلوار!) میترسی؟ من: تابلو بود؟ دکی: نه خیلی! حدس زدم!! من : دکی : از عصب کشی گذشته! امیدوارم چیزی از دندون مونده باشه که مجبور نشم آخرین ضربه استاد رو استفاده کنم (کشیدن دندون!) من بغض کردم!(توضیح مهم : وقتی من بغض میکنم بقیه فکر میکنن من چیزی تو گلوم گیر کرده که حرف نمیزنم! یا اینکه دارم تفکر میکنم!) من: (با خنده و از روی شکم سیری) دکتر! هزینش چقدر میشه؟! اولین باره که میخوام عصب کشی کنم! دکی: چیز خاصی نمیشه !! عصب کشی و گذاشتن پین (امیدوارم اشتباه نگفته باشم) و روکش میشه (به سقف اطاق نگاه میکنه و داره حساب میکنه) 500.000 نومن!! (زیاد برام مهم نبود تو اون لحظه کسی متوجه بشه که من بغض دارم!) دکتر کارشو شروع کرد(تو کل زمان کار داشتم حساب میکردم من روزی 18 ساعت باید کار کنم تا بتونم از پس هزینه این یه دونه دندون بر بیام!) دکتر نکته ظریفی رو هم اشاره کرد که 5-4 نا دندونه دیگه هم دچار پوسیدگیه! که قرار شد سر فرصت به اونها هم برسیم! 4تا آمپول بیحسی استفاده کرد! تا مته میخورد به دندونم نیم متری من ازجام میپریدم! مجبور شد یکم بتراشه با درد زیاد و یه آمپول درون دنون بزنه که من دیگه هیچی درد نفهمیدم!
ن1: آخرین باری که من به دندونپزشک مراجعه کردم حدود 3 سال پیش بود!
ن2: پول میگن چرک کفه دسته! زورم میاد انقد خرج دندونم بکنم!
ن3: من روزی 1 مرتبه مسواک رو حتماً میزنم!
ن4: چرا من دندانپزشک نشدم؟! استعدادشو هم داشتم!
ن5: الان پانسمان روی دندونمه!
ن6: سالی که من به دنیا اومدم، خوانوادم یه آپارتمان 150 متری تو یه جای خوب شریعتی خریدن 900.000 تومن!
ن7: وقت بعدی دکترم چهارشنبست!
ن8: در علم پزشکی 3درد به عنوان شاه درد معرفی میشه : دندون درد، سنگ کلیه ، زایمان (خدا رو شکر یه موردش به من نمیخوره!)
ن9: خیلی بده آستانه تحمل درد کسی بالا باشه!
ن10: از بعد از امتحانا شغل شریف دزدی (ضبط ماشین) رو به عنوان شغل دوم انتخاب میکنم!
ن11: میدونم سمت دروازه غار و عبدل آباد هستند دکترهای تجربی که خیلی ارزونتر میگیرن! ولی من با سلامتیم شوخی نمیکنم!
ن12:چرا اینجا مثل فرنگ ما رو بیهوش نمیکنن؟!! بگن چقدر میشه پولشو میدیم !!!!!!!!!!!!!
ن۱۳: اقا محمود از هزینه های معالجش نالان بود و از کار دکتر رضایت کامل داره! (آقا محمود بعد از ۵ سالگی اولین بار بود که به دندونپزشک مراجعه میکرد!)
شعر مربوط : خرگوشه رفت آب بخوره افتاد و دندونش شکست!
شعار : تا خون در رگ ماست،عین یه مرد کار میکنیم پول دندون پزشک رو میدیم!
نتیجه گیری : خدایا شکرت من تو زمانی به دنیا اودم که آمپول بی حسی اختراع شده! (نقطه)
قبلنها که کوچک بودم خیلی تاًکید داشتم که در ب درم! هنوز هم اعتقاد دارم که در ب درم!! زندگیم مثل یه یه دایره گندست! از هر طرف نگاهش کنی یه شکله! ایراد از من نیست دیدتون رو باید عوض کنید!