معتاد
آخر سال که میرسه چرا ما ها هم به آخر میرسیم ؟ علی آقا داره تحلیل میره! داره تموم میشه! نمیدونم چی شده نا ندارم سرپا بایستم!! گفته بودم که از علم پزشکی در این حد میدونم که اعضا ظاهری بدن رو اسم ببرم ! ولی با همین علم ناچیزم برای خودم یه سری آمپولهای مولتی ویتامین و قرصهای امگا3 (نمیدونم برای چه کاریه ولی اسمش با کلاسه) برای خودم تجویز کردم! با مشورت دکتر(ح) {همون آقای (ح) معروف!} آمپولها رو خارجی تهیه کردم چون دردش کمتره! بازار سیاه دارو که میگن من تا الان ندیده بودم! رفتم داروخانه قانون (میدوون ونک) من: سلام! خانوم مهربونه: چی میخوای ؟!! من:آمپول ب- کمپلکس(خارجیشو بلد نیستم بنویسم!) میخوام! البته خارجیشو! خانومه: نداریم!! من:چرا آخه؟! من خارجیشو میخوام! خانومه : آخه گرونتره!! من: ایراد نداره! 2تا به من بدید!!
برای شما هم پیش میاد؟ روزایی که نا نداری حرف بزنید! فکرتون مثل میدوون آریا شهر! شلوغه!!! اصلاً هم نمیخواین جمع بندی کنید این افگار پریشون رو! بعد، دقیقاً تو چنین روزایی مورد توجه همه اطرافیانتون قرار میگیرید!!! این 2-1 روزه که اینجوریم، همه! (باور کنید همه!!) احساس میکنن علی آقای خونشون کم شده! امروز یکی از خانومای همکار منو تو راه پله ها در حالی که دارم به زور خودم رو میکشم بالا،دیده! (فامیلیه این خانوم رو من نمیدونم هنوز!) سلام آقای خواصی!!! وقتی نگاه متعجب من رو دید، با سر یه خانوم دیگه رو بهم نشون میده! ایشون سمیرا خواهرم هستند!! من: سلام سمیرا !! وقتی گفتم که خواهر من هم سمیراست! کلی خوشحال شدن!! ( توضیح مهم: البته سمیرا من کجا،سمیرا اینا کجا !! فک کنم سمیرا اینا تا کمربند سمیرا من باشه! انتظار دارم همه سمیرا ها مثل سمیرا من،خوشگل باشن و قد بلند!!) وقتی داشت با هیجان خاصی میگفت که قراره سال آینده بیاد دانشگاه ما! خیلی حرکت زشتی کردم! گفتم ببخشید من باید برم بالا کلی کار دارم! البته رفتم بالا 1 ساعتی خوابیدم!!! کلی آدم دیگه هم بودن که امروز مباحث بی ربطی رو میخواستن با من مطرح کنن،که وقتی حال و روز من رو دیدن خودشون پشیمون شدن! یکی هم توصیه کرد، جمعه بریم یه کنسرت زیر زمینی راک ، 2ساعت هد بزنیم (از اینا که هی سرشون رو اینجور اینجور میکنن) حالم خوب میشه !!!!! آخه چه فکری میکنید در مورد من !!! ( ایجاشو یواش میگم : 2 مورد هم دعوت شدم برای اینکه از این حال و هوا در بیام، بریم چیزمصرف کنیم!!!) یا اینا نمیفهمن یا من! از اونجایی که من خیلی میفهمم پس اینا نمیفهمن!
توضیح مفصل در مورد تعقیرات اینجا : برای تنوع بد نیست یه مدت رنگ و روی اینجا رو عوض کنم! ولی از قبلیه بیشتر خوشم میاد! یه مدت اینجوری باشه بعد دوباره اونجوریش میکنم! کلاً من با استفاده از عکس،آیکون های فانتزی، موزیک وتمامیه موارد بی ناموسی مخالفم! با تعغیرات رنگ و روی پیج هم مخالم! در مورد موزیک هم بگم که این رو خیلی دوست دارم! یه حس خوبی بهم میده(فقط خواهشن وقتی دارید گوش میکنید به اون کلیپ احمقانه،که شیره دنبال گور خره میدوئه! و کوجی ساخته فکر نکنید! به بینی ابی هم دقت نکنید!) اگر هم دوست ندارید دگمه(تگمه) استپ(STOP) رو بزنید! یه همین سادگی قطع میشه!!
برای اولین بار با گوشی اپل (Apple iPhone) کار کردم! چقدر خوفناکه این گوشی! کلی مطلب بی ناموسی داره که از سطح شعور بچه شهرآرا بالاتره! من جنبه ندارم چنین گوشی بگیرم یه روز(با احترام به روح آقا جلال و فاطی جون) اگر هم خدایی نکرده چنین حرکت بی ناموسی کردم،از اونروز میتونید من رو گرشاسب صدا کنید !!!!
ن1: خدا کنه معتاد نشده باشم!
ن2: چیزی به عید نمونده!
ن3: خیلی چیزا تو دلمه که میخوام پاکشون کنم ولی نمیشه! (خیلی داره آزارم میده)
ن4: فاطی جون عین یه مرد 5روز شارژ نگه میداره! (این برای من یه پیروزیه!)
دعا: پروردگارا! به همین ساعت عزیز قسمت میدم که همه مریضا (جسمی و روحی) و علی آقا رو شفا بده!
شعر مربوط : توی ده شلمرود ! حسنک تک و تنها بود !
ضرب المثل مربوط : یه روزی هم تو کوچه ما عروسی میشه!
نتیجه گیری اخلاقی : این نیز بگذرد ! (نقطه)
قبلنها که کوچک بودم خیلی تاًکید داشتم که در ب درم! هنوز هم اعتقاد دارم که در ب درم!! زندگیم مثل یه یه دایره گندست! از هر طرف نگاهش کنی یه شکله! ایراد از من نیست دیدتون رو باید عوض کنید!