مي آيم بزودي ....
حالم زياد خوب نيست!
سلام
نزدیک به 3 ماه شد که نبودم! الان هستم ولی! این 3 ماهه اتفاقات عجیبی برای هممون افتاده! خیلی ها عاشق شدن! خیلیها فارغ! آخرین نوشتم دختر پروانه ای بود که باز خورهای جالبی داشت برام! بعضی ها چقدر خرن! ببخشیدا! اگه اندازه خریتشون کم بود نمیگفتم! ببین چقدر زیاده! هیچ کس نگرفت من چی میگم... مهم نیست! خودمم زیاد نگرفتم چی شد! ولی این داستان پروانه ای رو من تا الان 3 مرتبه با چشمهای خودم دیدم! حالا موضوع رو دعوای جنسیتی نشون میدن بعضی ها (مثل اون موقع ها که کوچک بودیم : پسرا شیرن دخترا کروکودیل!! <یه چنین چیزی> ) نه به خدا موضوع اصلاً اینجوری نبود! بعد اینکه این نظر شخصی من بود و اینکه من انقدر وجود دارم که مینویسم نه اینکه مثل بعضیا به صورت خصوصی فحش بالای 18 سال بنویسن! اینکه من عقده ایم یا اینکه تا حالا چند بار توسط لطیف ترین مخلوقات خدا سر کار بودم یا اسگول شدم چه ربطی به پروانه ای بودن بعضی ها ((( دقت کنید بعضی ها ))) هان؟
اهم نکات این 3 ماه :
1.یه کافه ای راه اینداختم کوچک! اونایی که آدرس رو دارن که هیچ! اونایی که ندارن بگن بهشون بدم!
2.کلی فکر کردم تا رمز عبور بلاگ رو به یاد بیارم!
3.قبض تلفن اتاق اومد 1600 تومان!
4.تو این 3 ماهه 1 بار گریه کردم!(نکته مهم : خیلی سال بود اشکم در نیومده بود! فکر میکردم خشک شده)
5.محمد (دوستم) بابا شد! اسم دخترش آویسا ست! شهاب دائی شد اسم خواهرزادش : الوند ! خیلی باحاله همش میخنده!
6.من از یه رابطه مشکوک به ازدواج فرار کردم!
7.یه طالع بین تو کرج! گفته من بزودی متاهل میشم!
8.حدود 17 کیلو وزن کردم! به جان مامانم معتاد نشدم! رژیم گرفتم فقط (105 کیلو بودم الان 88 کیلو)(2سایز شلوار کم کردم)(الان به جرات میگم که شکم ندارم)
9.سیگار مو عوض کردم بهمن کوچیک معروف به بهمن د..ی میکشم!
10.یه گوشی جدید گرفتم! با اینکه مدل روز 4 سال پیشه ولی خوبه! اسمش عزته! فاطی رو هم با یکی از مشتریای کافه عوض کردم(خدیجست این گوشی جدیده)
11.کلاً موجود دوست داشتنی و س.ک.س.ی شدم! دارم الان رو شکم کار میکنم کلی تیکه تیکه بشه!
12.این ترم همه واحدهامو پاس کردم! ترم جدید(بهمن) 3شنبه و جمعه دانشگاهم!
13.یه درسی رو بعد از 6 ترم پاس کردم! در انتهای برگه برای استاده نوشتم : استاد گرام!! این درس رو من 6 باره که بر میدارم! 4 مرتبش با خود شما بوده! حیا کن! یه جوری روی منو کم کن! بهم داد 11 در صورتی که به جز اسم و فامیل و شماره دانشجوئی! فقط صورت مسئله ها رو نوشته بودم!
14. تا موقعی که بتونم درس میخونم!
15.چند تا جک و جونور فرستادیم فضا ! البته از سرنوشتشون خبری نیست! بانو انوشه به عنوان اولین ایرانی که رفت اون بالاها که هنوز سالمه !
16.به سلامتی بساط خوشه بندی هم جمع شدم! خیلی زشت بود به هر کی میرسیدی میپرسید خوشه چندی؟ (به پیامکی هم اومد که خوشه ما رو خر خورد! تو همین زمینه بود)
17.در یک حرکت ننگین یه شلوار خریدم! کل خریدای طول زندگیم رو با هم جمع کنم نصف قیمت این شلواره نمیشه! (از خشایار خریدم!!!!!!)(به شدت جوگیر شده بودم!)
18.بابای یکی از دوستام هم فوت شد! تسلیت میگم بهش!
19.به خاطر زنده نگه داشتن یاد سوسن! بروبکس یه کار جدید بیرون دادن که من شخصاً ازشون تشکر میکنم!
شعر مربوط 1: خوشگل خانوم ! ابرو کمون ! چشم عسلی! سوسن خانوم! ...
شعر مربوط 2: همه چی آرومه ! تو به من دلبستی ! ....
ضرب المثل مربوط : گل در اومد از حموم ! سنبل در اومد از حموم!
نتیجه گیری اخلاقی : (نقطه)
اول از هرچی اینکه من نسبت به اسم پروانه ارادت خاصی دارم!(اولین کسی به اسم پروانه که شناختم دوست زیاد صمیمی سمیرامون بودکه از خوب روزگار دختر دوستاشتنیه!) بعد اینکه تمامیه این مطلب شامل حال خیلیها میشه،بجز شما و آشنایان درجه1 تون!!
من و خیلیها که مثل من فکر میکنن یه دسته بندی داریم تو ذهنمون از خانومهای خیلی محترم! به اسم : دختر پروانه ای!! حالا اینا کیستن؟ چه شکلین؟ و چگونه فکر میکنن؟!! از نظر ظاهری خیلی شباهت زیادی دارن به همه خانومهای دیگه! اینکه چجوری ان،اگه به رفتارشون دقت کنید متوجه میشید که بر عکس خیلیها،بجای اینکه با 2تا پاشون راه برن! مثل یه پروانه بال بال میزنن! اما اون بخش فکر کردنشونه که جالبه! این دسته از مخلوقات خداوند، به این عقیده هستند که پروردگار تنها هدفش از خلقت اینا این بود که ازدواج کنن و همانند بقیه موجودات روی کره زمین بچه دار بشن(فقط پسر!) و بقیه عمر گرانبهاشون رو در راه تربیت فرزندشون بگذارن! این پروانه ها،وقتی از سن 20 سالگی میگذرن و موفق به پیدا کردن جفت مورد نظرشون نشن! از تک تک لحظات عمرشون زجر میکشن! و به امید پیدا کردن هر چه زودتر شوالیه سوار بر اسب سفید زندگیشون، گذران عمر میکنن! این نژاد از پروانه! تمام تلاششون رو برای پیدا کردن جفت مورد نظر ،میکنن!و اگر احیاناً خودشون موفق به شکار یه پروانه از جنس نر بشن! از هیچ تلاشی برای رام کردن! و به سرمنزل مقصود رساندن این موجود بدبخت،کوتاهی نمیکنن! اینجا 2 حالت پیش میاد : اینکه موفق شدن و پارتنرشون رو به شکل دلخواه در آورده وهمچنان به امید پیدا کردن یه مورد کیس بهتر هستن! ولی 1 مورد در آب نمک خوابانده! برای روز مبادا! ویا اینکه پروانه نر! مورد نظر به صورت مادرزاد، به شکل دلخواه میباشد!(مالی،معنوی، تحصیلات،متناسب بودن اندام و چهره ...) در هر 2 صورت،شبها به امید اینکه بزودی در کنار پروانه نره!(به صورت رسمی و با اطلاع خانواده) میخوابن! به خواب میرن و بدون استثنا هرشب خواب مراسم شکوهمند عقد عروسی و نامزدی حنا بندون ... خودشون رو میبینن! از الان که نه به داره و نه به بار!! شعر روی کارت عروسی! محل برگذاری مراسم!! محل گذرون ماه شیرین عسل! لیست مهمونها! چیدمان منزل خودشون! و محل خریداری طلا میوه کیک و شیرینی! انتخاب گروه موسیقی(Dj)،مدل لباس عروس! و از همه اینا مهمتر آرایشگاه برای اون روز شکوهمند رو انتخاب کردن! جزئیات شب ز.ف.ا.ف و اینکه چه رنگی ... ! (بقیشو نمیشه گفت!) وتا رسیدن به روز موعود لحظه شماری میکنن! به هیچ عنوان از گذر روزگار خوشنود نمیشن! و از رسیدن روزهای تولدشون(مثل زمانی که کوچک بودن) شاد و مسرور نمیشن! (همه این توضیحات برای زمانی هست که یه فردی پیدا شده که قراره!! این فرد رو خوشبخت کنه!)
اون بخشی که تمام تلاششون رو میکنن برای بدلخواه درآوردن پروانه نره! خودش بخش جلبیه! طفلک اون اسگول(نام یه پرنده است) که بهش القا شده که در عشق بسر میبره! و به صورتی که خودش متوجه نشده افسار محترم رو بدست یه پروانه! سپرده و از جالبیه روزگار بشدت دچار استرس! و روانپریشی شده! که خود اینها به خاطر فشارهای محسوس و غیر محسوسیست که از طرف پروانه بهش میاد! این فشار ها شامل : 1.زودتر سر وسامون دادن به وضع زندگی و کار! 2.به اتمام رسوندن تحصیلات! 3.مشخص کردن وضیعیت خدمت مقدس سربازی! 4.به صورت نا محسوس بیان مشخصات پروانه به خانواده و گرفتن اجازه! 5.تحت فشار دادن خانواده(پروانه نر) برای تهیه مسکن! ماشین! و جمع آوری پول برای مراسم و خرید تلویزیون و سیستم فوق حرفه ای صوتی و تصویری!(میگن که از وظایف داماد میباشد!) 6.جلوگیری از دخالت اطرافیان پروانه نر! بخصوص افرادی با جنسیتی مونث!(مادر و خواهر دختر خاله دختر همسایه بالائیه!...) و در کفه ترازو قرار دادن این افراد و پروانه خانوم محترم! 7.مشخص کردن زمان برای کلیه مراسم! حتی بچه دار شدن(باز تاکید میکنم که فقط پسر!) و یادآوریه لحظه به لحظه این ایام و نزدیک شدن بهش!! و ایجاد استرس در پروانه نر! 8.به صورت یهوئی از طاق افتادن یه خواستگار خیلی خوب(از همه لحاظ) و موافقت بیش از حد خانواده پروانه و مخالفت سرسختانه پروانه! به علت وجود اسگول(پروانه نر!) 9.بیان خاطرات جذاب و س.ک.س.ی(تحریک کلیه غرایض اسگول!)پروانه های دیگه که به هدفشون رسیدن! و بیان اینکه چقدر احساس خوشبختی میکنن این دسته از پروانه ها! 10.پیرو نکته قبلی : بیان خصوصیات و ویژگیهای پارتنرهای پروانه های دیگه، و به صورت نا محسوس مقایسه بین این افراد و اسگول خودشون! 11. تلاش برای غربال کردن اطراف پروانه نر از حیث کلیه افراد و دوستان و القا این موضوع به اسگول که همه این موارد بخاطر علاقه بیش از حد بین این 2 عاشق میباشد و وجود فرق بین ایشون واوشان! از لحاظ وجود شخص پروانه است! 12.سواستفاده از نقاط ضعف پروانه نر! (چاقی لاغری کچلی مشکل خانوادگی بزرگی یا کوچیکی بعضی از نقاط بدن! داشتن تیک! وسواس در هر موردی! ...){فکر بی ناموسی نکنید لطفاً} و از بین بردن حس اعتماد به نفس در اسگول! و القا این موضوع که در هر شرایطی(شخصی یا خانوادگی) پروانه از اسگول بالاتر بوده! 13.بیان شرایط سخت و غیر قابل تحمل داخل خانواده! وفشار های بیش از حد پدر مادر برای زودتر شوهر کردن پروانه!
خصوصیات اخلاقی مشترک پروانه ها : علاقه بیش از حد به حافظ ، ترانه هائی با مضمون ناراحت و ملودیهای لایت(sabok o aroom)، حس خود بزرگ بینی، شرکت در کلیه مراسم(از ختنه سورون تا یاد بود هرکسی)،دچار افسرگی شدید،حس این موضوع که همیشه دیرشونه!،داشتن یه مشاور مخفی و سکرت(secret) که در 99% ایام مادرشون این وظیفه رو داره!، یه شب در میون دچار دل گرفتگی میشن!،همیشه دوست دارن گریه کنن! هیشکی درکشون نمیکنه! هیچ کی به اندازه اونا نگران آینده نیست!(کلاً نگرانند!) همه به جز ایشون بیخیال هستند! عاشق بچه ها هستند(فقط پسر!)،اسم فرزندشون رو انتخاب کردن! بدون مادر و پدرشون لحظه ای نمیتونن زندگی کنن! اخبار رو به شدت پیگیری میکنن! موجوداتی هستند که کلاً قانع هستند حتی به زیر زمین برای زندگی! همیشه به بخت بد خودشون لعنت میفرستن! عاشق خوانندگانی هستند که سوز خاصی درون صداشون هست! همگی به فکر این موضوع هستند که اگه این نشد، بعدی رو چجوری پیدا کنن و از تجربیات قبلی! استفاده کنن!
نکته خیلی مهم1: پروانه(حشره) معروف به اینه که انقدر دور یه شمع روشن بال بال میزنه تا یروز بالهاش توسط شعله شمع بسوزه! (اونوقت اسم اسگول بد در رفته) واینکه پروانه شهرت دیگش بخاطر زیبائیش می مونه! اگه از نزدیک و توسط ذره بین دیده بشن،کلاً این موضوع فراموش میشه!!
نکته خیلی مهم2: نمیشه کاریش کرد! قیمت بعضی آدم ها پائینه!
ن1: به خداوندی خدا قسم! هیچ خبری نیست بعد از ازدواج کردن!
ن2: پروانه ای بودن به محل زندگی،موقعیت اجتماعی و تحصیلات هیچ ربطی نداره!
ن3: این دسته از پسرانی که گیر این دیوان پروانه ای نما! می افتن، همگی چاق،سیگاری،عصبی و کچل میشن!
ن4: این موضوع برای من پیش اومد! جون سالم به در بردم! کچل هم نشدم!!
ن5: خدا به غیر از ازدواج،اهدافه دیگه ای هم داشته از خلقت پروانه ها!
ن6: پروانه ها،اگه به هدفشون برسن،خیلی زود همه چی براشون تکراری میشه!!
ن7: یسری از آقایون هم پروانه ای هستند! که به علت آناتومیه بدنی میتونیم زنبور صدا کنیم این افراد رو..!
ن۸: بعد میگن چرا میخندید به بعضیا؟!
ن۹: میدونم من دختر نبوده(حتی زندگیهای قبلیم!) و نیستم! و مطمئناْ نمیتونم بعضی چیز ها رو درک کنم! ولی چیزائی رو که زیاد میبینم!!! رو مینویسم!
ن۱۰: بدون استثنا،همه پروانه ها دارای خواستگارانی بس سمج! و با موقعیت عالی هستند!!
ن۱۱: همه پروانه ها،تجربه یک یا چند مورد شکست عشقی رو هم دارن!
ن۱۲: شما که اصلاً اینجوری نیستید! می دونم! صحبت از بعضیاست!!!
ن۱۳: برداشت شخصی نکنید! منظور با شخص خاصی نیست!
ن۱۴: وقتی من کوچک بودم! کلی پروانه رو در یخچالمون بود که با باز و بسته کردن در یخچال،اینا کلی بال بال میزدن!
تشکر ویژه:مهسا(m.kh)مرسی بابت کمکت در مورد شعر مربوط! (این مهسا اون مهسا ایرانسلیه نیست!)
ضرب المثل مربوط : آفتابه لگن 7 دست! شام ناهار هیچی ... !
شعر مربوط1: کوچه تنگه! (بعله) عروس قشنگه! (بعله) دست به موهاش نزنید-مروارید بنده! ... گل به سر عروس یالا ! داماد رو ببوس بالا !! (3-2 مرتبه!)
شعر مربوط2: تو سرمای زمستون (آخــــجون!) ... میریم زیر کرسی (آخجون)...
نتیجه گیری اخلاقی : بیچاره ما آقایون! (نقطه)
الف)چیزی به برگشت مامان نمونده! نمیدونم خوشحالم یا ناراحت !!! دلم براش تنگ شده! 2ماهی میشه که مامان برای دیدن دختر محترمشون و نوه هاشون و سیاحت به فرنگ رفتن! کمتر از 20 روز دیگه بر میگردن! این 2 ماهه اتفاقات خوب و بدی اینجا افتاد! یسریها از دستم ناراحت شدن!(درخواستهای عجیب و بی ناموسی داشتن!!)یسری هم خیلی خوشحال شدن!! یه اخلاقی دارم که هر کسی رو به خونم راه نمیدم،به لطف روابط عمومیه قویم و چهره دوستاشتنیم! تعداد بیشماری دوست در اطرافم هست! ولی دلیل نمیشه برادر/خواهر من چون ما با هم آشنائیم و سلام علیک داریم با هم،شما بخوای پهن شی منزل من! اون دوستانی که تو این 2 ماهه تشریف آوردن و یا اینکه دعوت شدن! بدونن که از نظر من برگزیده شدن!! در هر صورت چه خوب چه بد داره تموم میشه همه این موضوعها!
ب)از تمام کسانی که خودشون رو با ما در غم از دست دادن سوسن شریک دونستن سپاسگذارم! اونائی که حضوری تشریف آوردن، تماس گرفتن،با فرستادن دسته گل! پیامک،نامه الکترونیکی(Email)،هرز نامه(spam)،درج آگهی ترحیم در روزنامه های کثیر النتشار(بخصوص صفحه 1 همشهری)،ایجاد دیوار نوشته! و روزنامه دیواری در مدارسشون!!! تسلیت گفتن،از همگی ممنونم و امیدوارم که در شادیهاتون جبران کنم! لازم به ذکره که مخارج مراسم هفتم،اون مرحومه خرج مصارف خیریه شد!
ج)چرا با دیدن قبض موبایل و تلفن ثابت هیشکی خوشحال نمیشه؟ چقدر تو مخیه این موضوع! اینسری هم همانند موارد قبلی به صورت غیر حضوری اقدام به پرداخت جریمه گفتاریم کردم! البته نه بخاطر صفوف پیچیده بانکها،بلکه برای شرکت در قرعه کشی 8 دستگاه پرشیا !! مخابرات برای اینکه بتونه هزینه مکالمات رو از مردم بگیره دست به چه کارهایی که نمیزنه!
د) چند روز پیش یه خانوم خیلی محترم باهام تماس گرفت! که از ایرانسل(یکی از خدمات دهندگان موبایل در ایران) مزاحم شده!!! بعد یه مقدار مذاکره مشخص شد که دروغ گفته از ایرانسله ! از یکی از دفاتر خدمات مشترکین موبایل تماس گرفته ان! اسمشون هم مهسا بود !! حالا موضوع صحبت این بود که : شماره ایرانسل،تلفن من رو دارن! (توضیح برای اونایی که نگرفتن موضوع چی شد: پیش شماره موبایل من 912 است! اون خانومه گفت که 935و 936و 937 و 938 شماره من رو داره!!!!) البته در حال حاضر فقط 935 و 936 موجوده ولی اگه من بخوام بقیه رو هم برام تهیه میکنه! من که تا الان با چنین چالشی تو زندگیم روبرو نشده بودم! به فکر فرو رفتم! مهسا ! که نگران من شده بود تصمیم آخر من رو خواست! من رو حساب اینکه هزینه خرید این خطوط 5000 تومانه!(طبق تبلیغات گسترده در تلویزیون) دست و پام یکم شل شد که اقدام کنم و تهیه کنم یکی از این شماره ها رو بگیرم! خوشحال و خندان وقتی مهسا ! داشت آدرس منزل رو یادداشت میکرد که پیک موتوریشون به صورت رایگان،سیم کارت رو برام بیاره! در مورد هزینش سوال کردم که به حساب بریزم! از طریق اینترنت حواله کنم یا به همون آقا مهربونه پیک موتوری بدم 5000 تومان رو! که مهسا گفت که تو این طرحشون هزینه ها 30000 تومانمه! همراه با یک سیم کارت هدیه دیگه!!!
ن1: مردم از چه راههائی پول در میارن!
ن2: مامان داره بر میگرده،2 روزی باید خونه تمیز کنم!!
ن3: تو این 2 ماهه دستپختم عـــالی شده! برنج دم میکنم با ته دیگ سیب زمینی!
ن4: امسال آسانا رفت کلاس اول! سال دیگه سام میره!
ن5: خدا موسیو رو نگیره از ما !!
ن6: هوا چه سرد شده! خوشحالم مجبور نیستم مثل نیاکانمون برم هیزم جمع کنم!
شعر مربوط : خوشگلا باید برقصن! نبینم که باز نشستی! منتظره چی هستی؟ ...
ضرب المثل مربوط: هر چیزی یروزی تموم میشه!
دعا : خداوندا ! همه را آدم کن !
نتیجه گیری اخلاقی : والله با این نوناشون!! (نقطه)
سوسونم ... دخترم عزیزم ... همه کسم از پیشم رفت!
ن1: خیلی سخته به کسی عادت کنی بعد این شکلی از دست بدیش!
ن2: امروز 27 مهر ه !! 1 سال شد...
ن3: سوسن(دخترم) همستر بود! بیاید سطح سوادتون رو یکم یالا ببرید! همستر با موش فرق داره!
ن4: تو پارک نزدیک خونمون خاکش کردم!!!
ن5: شخصیت جک بــاور تو سریال 24 چقدر به من نزدیکه!
ن6: مامان بزودی برمیگرده!
ن7: ناراحتم
ن8: سوسن باکره از این دنیا رفت! ( این بی ناموسیا به ما نمی چسبه!)
ن9: یه شب تا صبح جسدش رو میز کامپیوترم بود باهتش حرف میزدم ولی اون عکس العمل نشون نمیداد!
ن10: من عاشق سگهام! نمیدونم چرا؟ به سال تولدم ربط داره؟
ضرب المثل مربوط: خدا همیشه خوبها رو زودتر میبره!
شعر مربوط : عــجب رسمیه ! رسم زمونه ! میرن آدمها... از اونا فقط ...
نتیجه گیری اخلاقی : هممون رفتنیم ! (نقطه)
خونه جدیدم مبارک باشه ! من دوباره برگشتم به بلاگفا ! اون آقا یا خانوم هـکر امیدوارم در قید حیات نباشه تا بخواد دردسر درست کنه برام! این سری شماره موبایلم رو نذاشتم به عنوام رمز عبور (password)، یکم پیچیده تره! اینجا سرعتش بهتره ! همه دوستان من اینجان، سمیرا هم گفت بیا ! من که نمیتونم بهش نه بگم .. !

اولین روز دانشگاه رو با سختی شروع کردیم! همونطور که میبینید دوستان زحمت کش و جان بر کف پلیس راهور در یه حرکت دشمن شاد کن به خاطر 30 کیلومتر سرعت ! ما رو متوقف کردن و با نصب پلاکارد بر روی ماشین (در کنار اتوبان) موجبات گرفتن درس عبرت برای دیگران رو فراهم کردن! امسال رو خدا به خیر کنه! اولین روز تحصیلیش به این شکل شروع شد،خدا رحم کنه در روزهای آخر ما رو کنار اتوبان از دار آویزون نکن تا درس عبرت بهتری بشیم برای دیگران (مثل داداش سیاه) !!
ن1: سرعت مطمئنه در اتوبان های بین شهری 120 کیلومتره!
ن2: با پلیس ها هم عکس یادگاری اینداختیم!
ن3: خیلی خوبه که به قوانین احترام بزاریم!
ن4: از پلیسها از این کلاه های همیار پلیس خواستیم،تموم کرده بودن!!
ن5: آقا پلیسه مهربون، پاکت سیگار و فندک من رو به عنوان مجازات ازم گرفت !!
ن6: همه چی تا حدودی تحت کنترله!
ضرب المثل مربوط : یه بار جستی ملخک 2بار جستی ملخک .. . ... .
شعر مربوط : شبها که میخوابیم آقا پلیسه بیداره !
نتیجه گیری اخلاقی : نداریم ! (نقطه)
یه مدتی حس نوشتن رو نداشتم به همین سادگی ! اتفاقات خوب و بد بسیاری این اطراف افتاده! اونائی که امسال کنکور داشتن و تو اون رشته ای که میخواستن قبول شدن تبریک و تهنیت میگم! از همه کسانی که محبت کردن و تولد من رو چه در اینجا چه حضوری!! و چه یا تلفن و پیامک تبریک گفتن ممنونم!
چند روز پیش با شهاب در یک جائی(من یه خاله دارم که تیکه کلاماش : یه کسی،یه جائی،یه کاری ...کلاً موجود مرموزیه!) در ترافیک قبل افطار گیر کرده بودیم و سعی میکردیم بهمون خوش بگذره! در کش و قوس ترافیک و جابجا شدن ماشین های پیرامونمون یک دستگاه ماکسیما نقراه ای رنگ با یک عدد سرنشین خانوم خوب! (از نظر ظاهری اگر بخواهیم نمره بدیم : از 20 ایشون 19 میشدن!!) در همسایگی ما قرار گرفت! وقتی به صورت ناخود آگاه نگاهمون بهم گره خورد! لبخندی زدم و سعی کردم به مناظر دیگه اطرافمون توجه کنم!!! ایشون شیشه ماشین رو پائین کشید رو به من : شماره منو بزن تو گوشیت!!! من گذاشتم رو حساب پائین اومدن قند خونم نزدیک افطار که دارم توهم میبینم!!! سعی کردم به روی خودم نیارم! که با تشرهای شهاب به پهلوم! متوجه شدم که توهم نیست بلکه واقعیته! (فکر نمیکردم قسمت گم شده پازل زندگیم،ماشینش ماکسیما باشه اونم نقره ای رنگ!و اینکه اینجوری با هم آشنا بشیم!) روم رو کردم به سمت اوشون و با انگشت خودم رو نشون دادم و به صورت سوالی گفتم : من؟! ایشون لبخندی زد و با حرکت سر تائید کرد! من که هول نشده بودم! فقط نمیدونم چرا فاطی از جیبم بیرون نمیومد!! به ذهنم رسید شاید با دیدن فاطی(فاطی ارزونترین گوشی بازار ه!!) پشیمون بشه از حسن انتخابش،گوشی شهاب که بین 2 صندلی در زیر ترمز دستی بود رو برداشتم و با کمال خونسردی،گفتم : بفرمائید!! ایشون: ***0912167 آزاده هستم! (در مورد اسم قسمت گمشده پازل همیشه در اشتباه بودم!) بیزینس میکنم! نفری 80 تومن!!!
ن1: من هیچوقت دیگه نمیگم که بیزینس میکنم!
ن2: از ماکسیما اونم نقره ای رنگ انقد بدم میاد!
ن3: تو این اوضاع نابسامان اقتصادی و بحرانهای پشت سر هم مالی، بیزینس اینا چه قویه!(به خاطر ماشینش میگم)
ن4: اگه ایشون بخوادکارت ویزیت برای خودش چاپ کنه روش میزنه : آزاده بیزینس وومن!
ن5: ممکنه چک قبول کنن برای بیزینسشون؟!!
ن6: اینسری هم قسمت گم شده پازل زندگیم پیدا نشد!
سوال1: اینسری دفعه دوومیه که این اتفاق میفته! چرا؟ چهره من نشون میده که خیلی وضع مالیم خوبه یا اینکه ممکنه یه بیزینس من خوب باشم! باید یه تغییرات بزرگی در چهرم انجام بدم! (موهام رو بلند میکنم،دیگه ته ریش نمیزارم!(هر روز اصلاح میکنم!)
سوال2: اگه خدا امکاناتش رو به من هم میداد استعدادشو داشتم یه بیزینس خوب و قوی راه بندازم! قبلنها میگفتن که اسمش بده پولش خوبه ! الان دیگه اسمش هم با کلاسه پولش هم فکر کنم خوب باشه!
دعا : خدایا ردیف کن یه بیزینسی راه بندازیم شاید من هم ماشین دار شدم!
شعر مربوط : دختر پسرا دختر پسرا مگه جردن چی داره ؟ میگن تو هر دقیقش دل میشه ....
نتیجه گیری اخلاقی : با هرشب مصرف مشروبات الکلی و فست فود نمیشه لاغر شد! (نقطه)
چهارشنبه 21 ام تولدمه! قبلاً هم گفته بودم! مهمه!! الکی که نیست.سالی 1 روز هر کی تولدشه!! اینکه ما آقایون مردادی چقدر خوبیم که شکی نیست!(خواهشاً خاطرات و تجربیات تلخ گذشته و حال! خودتون رو فراگیر نکنید) من به این طالع بینی و پیشگوئی ها اعتقاد زیادی ندارم. ولی هر کاری میکنم (بعضیها) این موضوع رو بهم یادآور میشن که مردادی هستی کاریش نمیشه کرد! قبول دارم که زود عصبی میشم! شکاکم!! خیلی تیز و بزم! ضریب هوشیم خیلی نرمال نیست(میتونه بالاتر یا پائین تر باشه!)،در پول خرج کردن خیلی محتاطم!! زود دل میبندم! یکم زیادی پرروئم! بندرت عاشق میشم!! همه رو دوست دارم،روابط اجتماعیم خیلی قویه! وقتی عصبانی میشم بد دهن میشم(کلاً غیر فابل تحمل میشم)،زیادی مغرورم،موهام رو کوتاه نگه میدارم!! از اینکه خیلیها احمقن زجر میکشم! عاشق بچه ها هستم! و خیلی موارد خوب و بد دیگه ... اگه کسی از دستم ناراحت شده بهم بگه! تا بدونم و بتونم از دلش در بیارم!! اینجا این رو اعتراف میکنم : تمام تلاشم رو میکنم تا این سال روبروم(تا 21 مرداد سال دیگه) بهترین سال عمرم باشه! یسری نشونه های خوبی دارم میبینم! امیدوارم که توهم نباشه! تورو خدا برای کادو،خودتون رو به زحمت نندازین! من راضی نیستم! دوستانی که مسافتشون دوره،یا وقت و حوصله خرید ندارن،زودتر اطلاع رسانی کنن تا من شماره حسابمو بهشون بدم تا به صورت نقدی ما رو خجالت بدن!(هم اکنون نیاز مند یاری سبزتان هستم!)
ن1: هر سال موقع تولدم حس و حال درست حسابی ندارم! نمیدونم چرا! چند روزی رو با خودم میرم خلوت کنم! (تا شنبه تهران نیستم)
ن2: تولد سال پیشم بهترین تولد عمرم بود!
ن3: نماد ماه مرداد شیره(شیر نر!!)سال تولدم : سگه !! این 2تا بهم ربط داره؟
ن4: من به دنیا که اومدم،با بنز من رو آوردن به منزل!
ن5: هر سال به خودم کادو میدم!
ن6: وقتی متولد شدم، هر کاری میکنن من گریه کنم! موفق نمیشن! آقای دکتر مهربان با تمام قوا پشت من رو مورد عنایت قرار میده(البته فقط ضربه میزنه!)،که به گفته خانواده تا 2 ماه(60 روز) اثرات انگشان دکتر دیده می شده!
ن7: همیشه فکر میکردم که تولد 20 سالگی هرکسی مهمترین شب زندگیشه! الان(27 سالگی) به این نتیجه رسیدم که تولد 30 سالگی هرکسی مهمترین شب زندگیشه!
ن8: تا الان شمع روی کیک فوت نکردم!
ن٩: از پیدا کردن یه دوست قدیمی بسی خوشنودم!
ن١٠:به هر کی بدی کردم یه محبتی کنه،موضوع رو فراموش کنه!
ضرب المثل مربوط : طرف رو تو ده راه نمیدادن/سراغ کد خدا رو می گرفته !
شعر مربوط: خانوم تولدت مبارک ! آقا تولدت مبارک ... هپی هپی برزددی !!!
نتیجه گیری : تــولدم مبارک! (نقطه)
تابستون با همه قشنگیاش یسری دردسر هم داره! یکی از اونا : تغیر رنگ دادن یسری از آدمهاست! همه احساس میکنن که با برنزه کردن پوستشون و سفید کردن موهاشون(این مورد مخصوص با نوان محترم هست) خیلی جذاب و س.ک.س.ی میشن! بعضی ها هم میشن!! ولی اینکه چه جوری و به چه شکل این اتفاق بیفته خودش داستانی داره! در سرزمین ما، با توجه به عنایت و مورد لطف قرار گرفتن خداوند،در تابستونها آفتاب و گرمایی داریم که توانایی گریل( فکر کنم یه جور نحوه پخت و پز باشه) همه چیز رو داره! هر کسی در ساعات میانی روز اگر مجبور باشه از محل زندگیش و یا کارش بیرون باشه، کاملاً این موضوع رو درک میکنه! (بوی کم مطبوع و لکه های زیر بغل خودش گواه این موضوعه) حالا افرادی که اصرار به جذاب شدن بیشتر دارن و وقت لازم رو هم دارن دست به یسری حرکات بی ناموسی میزنن که به تک تکشون خواهیم رسید! معقولترین راه برای سوزوندن پوست (همون برنزه شدن) آفتاب گرفتنه ! که مردم در سراسر دنیا برای این موضوع، یا با توجه به جنسیت و محل انجام این کار و اینکه ممکنه چه کسانی مشاهده میکنن این افراد رو در هنگام آفتاب گرفتن یا هیچی لباس به تن ندارن!!! یا 1 یا 2 یا 3 تیکه لباس به تن دارن! این کار به ابزار و امکانات خاص و پیچیده ای نیاز نداره! یه حوله یا صندلی مخصوص یا زیر انداز حصیری و کرم های مربوطه و یا در فجیع ترین وضعیت می توان از روغن بچه استفاده کرد! اما جالبترین بخش این موضوع محل مناسبیه برای این کار! یسری از افراد که ما اونها رو مرفهین بی درد می نامیم! برای این موضوع به کشور دوست و برادر ترکیه مسافرت میکنن! (من راههای زمینی رو پیشنهاد میکنم!) یسری دیگه از همون مرفهین به ویلاهای شخصیشون در شمال،کیش،کن سولوغون!،لواسانات،کردان و ... مراجعه کرده و دست به این عمل ننگین میزنن! اونایی که این امکانات رو ندارن ولی از نظر مالی،توانایی پرداخت ورودیه استخر ها رو دارن (از 10 تا 70 هزار تومان)،به استخر ها پناه میبرن!(البته به خاطر جذاب بودن این موضوع،هر ساله تعداد زیادی فیلم و عکس به صورت مخفیانه از درون این استخر ها (اکثراً استخرهای مخصوص بانوان!) تهیه شده و در سایتهای مختلف علمی و تفریحی گذاشته میشود!) اون افرادی که توانایی مالی ندارن دست به یه حرکت های جالبی میزنن! پشت بام منزل! در دسترسترین مکان! برای انجام این کاره! مشاهده و بررسی پنجره ها و پشت بام های همساده ها و گرفتن تست شخصیت ! انسان دوستی،بی غیرتی و بررسی امکانات سمعی و یصری همساده ها،اولین شرط برای انجام این کاره! پارکینگ! بالکن(با نصب ملحفه،حصیر،گونی و ...) پشت پنجره،پاسیو،راه پله و.. مکان های دیگریه که برای این کار انتخاب میشه! (در نهایت برای هیچ کدومشون هم اهمیتی نداره که دیده بشن!!!!!)
موضوع جذاب دیگه در این امر،استفاده از کرم های مخصوص و مورد تائید پزشکان پوست برای امر آفتاب گیریه! از اونجایی که ما مردمی هستیم پایبند به آئین ها و مراسم سنتی خودمون!(هیچ ربطی به قیمت این کرم و روغن های مخصوص نداره) معجونهایی هر روز اختراع میکنیم برای این امر!! ترکیب چای،عصاره مرغ کالینا بلانکا،قهوه،برگ حنا،پیش آب بچه نابالغ!،روغن زیتون،زعفران!!،دندون ببر،فلفل سیاه،روغن بچه،تکه هایی از نوشته های نلسون ماندلا،پر کلاغ با چاشنی نیت خیر و خدا پسندانه ونه از روی چشم رو هم چشمی!! این چیزا رو به خودشون می مالن! و در معرض پرتو های زندگی بخش خورشید قرار میگیرن!
موضوع بعدی : برای اثبات شدت سوختگی به دیگران،استفاده از عینک آفتابی(برای 2رنگ سدن پوست صورت) قرار دادن یسری جسم مشکوک در یه جاهای بی ناموسی! مثل: یه تکه مقوا به شکل قلب! حرف اول اسم دوست پسر/دخترشون به صورت تیکه های بریده شده!(بخصوص در نواحی اطراف قلب یا یه جاهایی که نمیشه اینجا نام برد) استفاده از مچ بند،ساعت،این لباس بی ناموسی 2 تیکه ها(قسمت بندش که بیشتر از بقیه جاها بازدیدکننده داره!)
موضوع بعدی : یسری دیگه خیلی آره ! با وجود این آفتاب مطبوع و دلنشین و این همه امکانات رفاهی، از دستگاههای سولاریوم استفاده میکنن!!! به گفته یکی از همین استفاده کنندگان،همین هفته پیش برای 12 دقیقه استفاده از دستگاه خونگی یه فرد موقعیت شناس! بیشتر از 4 ساعت در نوبت بوده!!!!! از اینا جالبتر و جذاب تر اون دسته ای هستند که از هر 2 روش استفاده میکنن! یه نظریه جالبی هم دارن به عنوان اینکه : دستگاه رنگش(رنگی که بوسیله دستگاه میگیریمبه مدت 1 هفته هرروز) موندگاره و پوست رو آماده میکنه تا 2 هفته هر روز روزی 3 ساعت جلو آفتاب بخوابیم! رنگی میشه که هر جا بری همه نگات میکنن و میان آدرس مرکز سولاریوم رو میگیرن!
اصطلاحات و سوالات رایج : کباب شدم امروز جلو آفتاب !! خوشرنگ شدم ؟ عسیسم(همون عزیزم!) کجا خودتو سوزوندی؟چه خوب شدی؟؟ رنگ شششکلاااات شدم!(این رو با عشوه بخونید) اینجا که رفته بودم برای سولاریوم پسره گیر داده بود بهم! اعصابمو خورد کرده بود!!! ترکیه،لب آب همه تو کف من بودن!!! یه ایتالیائیه اومده بود آفتاب بگیره! چه جیگری بود!!!
ن1: به همه نمیاد خودشون رو برنزه کنن!
ن2: واقعاً می ارزه این همه مکافات برای جذاب تر شدن!
ن3: هیشکی (A اول علی آقا) رو نمیزاره تا سوخته نشه!
ن4: این روزها هر کی از من سوال میکنه،سوزوندی؟ میگم : پیک موتوری کار میکنم!
ن5: برای کمک یه یسری آدم مستمند و چشم به راه و همچنین کمک به کودکان بی سرپرست، هر دفعه میای اینجا یه کلیلک کن رو این تبلیغات!
ن6: کلی ایمیل گرفتم در مورد تبلیغات اینجوری و کسب در آمد از این راه!! فعلاً در مرحله آزمایشه!
ن7: چقدر تابستون گرمیه !! میگن میخواد زلزله بیاد!
ن8: از همه شمائی که نظر میزارید ممنونم! تا اطلاع ثانوی به نظرات جواب نمیدم!
ن9: 21ام تولدمه !
شعر مربوط 1: الو الو سلام برنزه !! ...... مهمونی امشب تو برجه !! ...
شعر مربوط 2: نیش رفیق از نیش عقرب تیزتر است / بزن ای عقرب،که دردش کمتر است(پشت کامیون خوندم)
ضرب المثل مربوطه : عقل سالم در بدن سالم(با پوست برنزه) است!
نتیجه گیری اخلاقی : یه کاری که همه میکنن تو نکن ! بزار خاص باشی!!! (نقطه)
ذهن من گنجایش این همه موضوع عجیب رو نداره !! امروز هممون شنیدیم که طیاره (همون هواپیما که روسها : توپولوف! صداش میکنن) سقوط کرد! 168 نفر که تا دیشب پیش من و شما بودن (تو این دنیا بودن! فکر بد نکنید) الان پیش ما نیستند! خیلی دلم گرفت وقتی شنیدم.بیشتر از همه دلم برای تیم ملی جودو نوجوانانمون که برای مسابقه به ایروان میرفتن سوخت! بنده خدا این بچه ها .... روحشون شاد.

اما اتفاقاتی که امروز بعد از شنیدن خبر سقوط افتاد : این کروکی(یه چیزی دست کشیده که زیاد دقیق نیست! حدودیه!!) که مشاهده میکنید،لحظاتی بعد از سقوط توسط نیروهای ما در قزوین کشیده و به دست ما رسیده شده! (توضیح برای اونایی که نمی دون : من دانشجو باراجینم!)(باراجین: منطقه ای خوش آب وهوا در شمال قزوین)
با توجه به این کروکی متوجه میشوید که مسیر توپول(همون طیاره که سقوط کرده) از بالای دانشکده ما، میگذشته! با توجه به شواهد امر شایعاتی که در این مورد به گوش میرسه :
1- توپول به دانشکده ما (مدیریت) برخورد کرده! و همه کارمندان و کارکنان(از جمله دکتر مرتضی که رئیسه و دکتر ناصر که نمیتونم بگم کیه!) کشته شدن!!! اینکه نمیگن به دانشگاه خورده : میخوان موضوع سیاسی نشه! در بین مردم ایجاد رعب و وحشت نشه!!
2- هدف از حرکت: ترور دکتر مرتضی و ایضاً دکتر ناصر بوده!
3- یه گروه مجهولی اعلام کرده که : تنظیم شده بود که توپول به ساختمان مدیریت برخورد کنه! تا همه دانشجویان مدیریت،برای ادامه تحصیل چون جائی رو ندارن به تهران منتقل بشن!
4- قسمت (SEASON) 6 سریال لاست (LOST) فیلمبرداریش شروع شد!
5- کارگردان لاست بعد از شنیدن خبر، گفت : ایووول !
6- رئیس ستاد مبارزه با سقوط هواپیمای قزوین، کلاً موضوع رو تکذیب کرد!
نکات :
ن1: چرا قزوین؟ این همه جا بین تهران و ایروان هستش! اینکه چرا قزوین رو به عهده خود خواننده میزارم!
ن2: چقدر طیاره تند میره! این مسیری که طیاره 16 دقیقه ای رفته،ما 2 ساعته میریم!
ن3: یکی از دوستان امروز بیان میکرد که : ای کاش ما تو راه میبودیم و موقعی که سقوط کرد طیاره، میدوئیدیم میرفتیم کمک میکیردیم!!(بخصوص به خانومها!) البته فقط برای امور انسان دوستانه! یکی دیگه از یادآوری کرد که : طیاره سقوط کرده، اتوبوس که چپ نشده !!!
ن4: دکتر ناصر! این بارهم سالم در رفتی اما مراقب خودت باش!!
ن5: ندا ! هیچ ربطی به این موضوع (سقوط) نداره!
ن6: من هیچ وقت ایروان نمیرم! سوار توپولف هم نمیشم! تو تیم ملی جودو هم نمیرم!
ن7: امروز به نشانه ناراحتی 4 ساعت پیاده روی کردم! یه وسیله بی ناموسی هم خردیم!
ن8: همون موقع سقوط ، برج شهرآرا هم در آتش می سوخت! (این هم یه نوع همزاد پنداریه)
ضرب المثل مربوط : نداریم !
شعر مربوط : نه رو هوا نه که رو زمینم / تا زیر گلو تو قرض و قوله گیرم / واسه ناامید شدن یکم هنوز جوونم / واسه آرزو داشتن یکم بگی نگی پیرم / دنیا یه جنگل بی رحمه / من انگار توی یه باغ وحش گیرم !
نتیجه گیری اخلاقی : اگر شوخی نمیکردم نمیتونستم جلوی اشکهامو بگیرم! خیلی ناراحت شدم.روحشون شاد یادشون سبز (نقطه)